غزالی؛ از تکفیر فیلسوفان تا فلسفه تکفیر
73 بازدید
محل نشر: همایش خطر جریان های تکفیری از نظر علمای مسلمان
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
هرچند ابوحامد غزالی به گروه‌های تکفیری مشهور تعلق ندارد, می‌توان وی را یکی از پیشگامان و نظریه‌پردازان تکفیر دانست. وی از یک سو, تلاش دارد با ارائه معیارهایی, مسلمانان روزگار خود را از هرج و مرج تکفیر نجات دهد؛ اما از سوی دیگر, مسئله «معاد» را که از مسلمات دین اسلام می‌باشد, دستاویز برای تکفیر فیلسوفانی مانند ابن سینا قرار داده است. به عقیدة غزالی, این فیلسوفان با تأویل آیات مربوط به معاد جسمانی, منکر یکی ازضروریاتی شده‌اند که انکار آن, به انکار نبوت پیامبر اسلام (ص) منتهی می‌شود و منکر نبوت هم کافر است. این مقاله تلاش دارد سه گام اساسی بردارد: 1) دلایل غزالی را در تکفیر فیلسوفان بیان دارد, 2) به ارزیابی و کاستی‌های آنها بپردازد, 3) انگیزه‌های وی را از مقابله با فلسفه و برخی فیلسوفان توضیح دهد. بنابراین, بعد از تبیین ادعا و دلایل غزالی, به اشکال‌های وی پاسخ داده, ‌کوشش دارد از ابن سینا, رفع اتهام کفر نماید. نتیجه آنکه, نه ابن سینا آیات معاد را تأویل کرده و نه تأویل آنها حتی براساس معیارهای غزالی کفر است و به این دلیل است که سرانجام, غزالی خود, چاره‌ای جز, تأویل این آیات ندیده است و اگر تأویل اینگونه آموزه‌های دینی کفر باشد, مسلمانی در عالم پیدا نخواهد شد. با روشن شدن سستی دلایل این تکفیرنامه, مسئله مهم‌تر, یافتن و تبیین انگیزه‌هایی است که وی را وادار به بیان چنین اتهام بی‌باکانه, قاطعانه و به دور از انصاف ایمانی و علمی می‌کند. به باور ما, دغدغه‌های اصلی غزالی, نه مسئله معاد و دفاع از ظاهر برخی آیات قرآن, بلکه نگرش مذهبی به فلسفه است که تداوم فلسفی آن را می‌توان در شیخ اشراق, فخر رازی و تداوم صرفاً نص‌گرایانه آن را در ابن تیمیه و مانند ایشان یافت.