استنتاج معطوف به بهترین تبیین و توجیه گزاره های مربوط به عالم خارج
15 بازدید
محل نشر: معرفت فلسفی » زمستان 1383 - شماره 6 » (36 صفحه - از 61 تا 96)
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
چکیده این مقاله اولین نوشته‌ای است که در این حوزه به زبان فارسی می‌پردازد و گونه دیگری از استنتاج را مطرح می‌کند. استنتاج فرضیه‏ای، نوعی استدلال است که چارلز سندرس پیرس در کنار دو نوع استنتاج دیگر یعنی قیاس و استقراء مطرح کرده است و پس از او، کسانی چون گلبرت هارمن آن‏را بسط و توسعه داده‏اند. ایده اصلی آن این است که ملاحظات تبیینی می‏توانند ما را به استنتاج نتیجه‏ای رهنمون شوند که پیش از آن به صورت فرضیه قابل طرح بوده و در صورت صحت این نتیجه، شواهد و قرائن نیز بهتر تبیین می‏گردند. امروزه بسیاری در قلمروهای گوناگون آن را به کار می‏برند که از آن جمله در معرفت‏شناسی و توجیه گزاره‏های مربوط به عالم خارج است. معرفت‏شناسان، درباره عالم خارج با سه مسئله بنیادی روبه‏رویند که عبارتند از: وجود عالم خارج، معرفت ما به آن و معیار ارزیابی معرفت. برخی فیلسوفان اخیرا برای حل این مسائل به شیوه‏ای متوسل شده‏اند که معروف به "استنتاج معطوف به بهترین تبیین" است و این شیوه را شکلی از استنتاج فرضیه‏ای دانسته‏اند. امّا این شیوه جدید استنتاج نیز با سه پرسش بنیادی مواجه است: توصیف، تبیین و توجیه. مشکل اول به چیستی هویت آن باز می‏گردد، مشکل دوم علل برتری آن را که در عنوان فوق مأخوذ است بیان می‏دارد و مشکل سوم، به دلایل اثبات و توجیه آن ارتباط پیدا می‏کند. نویسنده با نگاهی به تفاسیر مختلف این شیوه از استنتاج، بر آن است تا پاسخی به پرسش‏های فوق بیابد و در ادامه به نحوی رویکرد علّی تبیین را تقویت کند و از این رهگذر، کارآمدی آن را در توجیه گزاره‏های مربوط به عالم خارج مورد ارزیابی قرار دهد. کلید واژه‏ها: استنتاج فرضیه‏ای، استنتاج معطوف به بهترین تبیین، توجیه، مسئله معیار، انسجام‏گرایی، نسبیت‏گرایی.
آدرس اینترنتی