ماتقدم و ماتأخر
12 بازدید
محل نشر: معرفت » فروردین 1383 - شماره 76 » (7 صفحه - از 98 تا 104)
نقش: مترجم
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
ماتقدّم و ماتأخّر(1) مقدّمه تمایز میان ماتقدّم و ماتأخّر همواره یک مبحث فلسفی بوده؛ این مسئله دایم با بحث معرفت مرتبط بوده است. اصطلاح «ماتقدّم»(2) و «ماتأخّر»(3) اصطلاحات مدرسی‏اند؛ اصطلاحاتی که ریشه در برخی از افکار ارسطو دارند، اما کاربرد آن‏ها در طول تاریخ به نحو قابل ملاحظه‏ای توسعه یافته و کاربرد فعلی آن، ناشی از معنایی است که کانت به آن‏ها داده است. معنای تحت‏اللفظی این اصطلاحات بدین قرار است: «از چیزی متقدّم» و «از چیزی متأخّر». براساس گفته ارسطو، Aنسبت به Bدر وجود تقدّم دارد اگر و تنها اگر وجود Bبدون وجود Aممکن نباشد؛ Aنسبت به Bبه لحاظ معرفتی تقدّم دارد اگر و تنها اگر معرفت به Bبدون معرفت به Aممکن نباشد. ممکن است این دو معنای «ماتقدّم» مصداق واحد مشترکی داشته باشند؛ برای مثال، جوهر به هر دو معنا و معانی دیگر نسبت به بقیه اشیا تقدّم دارد. از این مسئله به دست می‏آید معرفت به چیزی که تقدّم دارد، به این است که از جهاتی علت آن را بشناسیم. ارسطو معتقد بود ارتباط علّی را می‏توان با شیوه قیاسی اثبات نمود؛ قیاسی که در آن، حد وسط علت [نتیجه [است. از این‏رو، معرفت به چیزی که تقدّم دارد به این است که آن را بر اساس ارتباط علّی اثبات‏پذیری بشناسیم. از سوی دیگر، معرفت به چیزی که متأخّر است متضمن چنین اثباتی نیست؛ زیرا معرفت می‏تواند صورتا استقرایی(4) باشد.....
آدرس اینترنتی